ساعت کانون سردفتران
( من باب مطا یبه )
تک تک ساعت چه گو ید گوش دار گو یدت بیدار باش ای هوشیار
وقتی بچه بودم یک ساعت شماطه دار قد یمی داشتیم که بیشتر برای تنظیم وقت سحر در ماه رمضان از آن استفاده می شد. گاهی آنقدر عقب می افتاد که بعد از اذان صبح ما را بیدار می کرد. بزرگتر ها از پدر خواستند که یک ساعت جدید بگیرد. پدر به اعتراض آنها توجهی نکرد. وگفت : ” این ساعت مثل ساعت کار می کند .”. اما خود ایشان انبر دست و پیچ گوشتی آورد . پشت ساعت را باز کرد و فنر چرخ رقاصک آن را دستکاری کرد و قول داد که ساعت سر وقت ما را بیدار کند. آ ن شب با زنگ ساعت از خواب برخاستیم سحری خوردیم و به انتظار اذان صبح نشستیم. اما هیچ صدایی نشنیدیم. ناگزیر در خانه همسایه را زدیم . و از او وقت دقیق را پرسیدیم . او که از خواب پریده و آشفته بود گفت :” حالا نصف شب است و تا سحر وقت زیادی مانده.”
چندین سال قبل نامه ای که از کمیسیون تقسیم اسناد کانون سردفتران برای دفتر خانه ای صادر شده بود بر اثر سهو قلم منشی یا اشتباه نامه رسان به دفتر خانه دیگری واصل گردید . سردفتر متوجه شد که نامه را اشتباها در یافت کرده . آن را پس فرستاد و در دل گفت ک” ما از این شانس ها نداریم “. چون نامه در خصوص تنظیم سند رهنی با مبلغی بسیار بسیار سنگین بود که طبعا چنین فرصتی به هر دفتر خانه ای داده نمی شد. داستان در زمانی اتفاق می افتاد که بسیاری از سردفتران جوان که بعضا تازه شروع به کار کرده بودند از کمیسیون تقسیم اسناد انتظار یاری داشتند. گاهی به نحوه توزیع نوع بانکها و گاهی به نحوه توزیع اسناد رهنی اعتراض داشتند. _ کمیسیون تقسیم اسناد مرجعی است که اسناد رهنی بانک ها و سایر نهاد های مشابه را سهمیه بندی می کند و به دفتر خانه ها اختصاص می دهد._
در آن زمان نزد جناب آ قای نیکو عزم _ حفظه الله _ رفتم که مدیریت کانون سردفتران را بر عهده داشت .یکی دو جمله راجع به کمیسیون تقسیم اسناد گفتم . ایشان از نحوه کار کمیسیون دفاع کردند و گفتند :” کمیسیون مثل ساعت کار می کند “.
بعد ها و پس از سالها که کانون سردفتران هیئت مدیره انتصابی داشت قرار شد برای تعیین اعضاء هیئت مد یره انتخابی انتخاباتی برگزار شود. برخی از واجدین شرایط ثبت نام کردند . مقرر گردید در جلسه ای خود را معرفی کنند. و بر نامه های آینده خود را تشریح نمایند. تنظیم وقت را جناب آ قای آیت اللهی سر دفتر دفتر خانه اسناد رسمی شماره تهران بر عهده گرفت که بین همه از مقبولیت کامل بر خوردار بود . با ساعت آقای آیت اللهی وقت بین همه به تساوی تقسیم شد. ساعت او سه دقیقه اش سه دقیقه بود . به همین دلیل اعتراض بعضی از بزرگان را به دنبال داشت که حرفهای نا گفته بسیاری برای گفتن داشتند و وقت کافی به آن ها نرسیده بود.
دیگر بار که جلسه ای به همین منظور تشکیل شد _ در تالار فاطمی _ از ساعت جناب آقای رامین سردفتر دفتر خانه 201 تهران استفاده کر د ند. ایشان هم مقبولیت داشت وهم ساعتی که از انقباض و انبساط بیشتری بر خوردا ر بود . با سه دقیقه آن می شد چندین سه دقیقه حرف زد.
تازه بعد از آن جلسه بود که من فهمیدم چرا پدرم در باره بعضی چیزها می گفت مثل ساعت کار می کند. ساعت می تواند قدری هم انعطاف پذیر باشد. حالا شنیده ام که باز هم بعضی از سردفتران از کمبود کار نگرانند و با مشکلات جدی مواجهند. اطمینان دارم که بخش عمده مشکل ناشی از رکود معاملات املاک است و الا کمیسیون اگر هست حتما مثل ساعت کار می کند.
بهمن ۱۶م, ۱۳۸۴ at ۷:۲۹ ق.ظ
I read all the articles and i thought that they were really good and i also enjoyed reading them very much