گودالها
گودالها داستان هیجان انگیزی که نویسنده آن را تا نامزدی جایزه ادبی نو بل پیش برد کتابی ویژه نوجوانان اثر نویسنده توانای آمریکایی لو ئیس ساکر ( Louis Sachar ) است که برای نوشتن آن قریب دو سال وقت صرف کرده است .
لوئیس ساکر در 20 مارس 1954 در میدو شرقی نیو یورک بدنیا آمد. پدرش در طبقه 78 یکی از آسمانخراشهای نیو یورک کار می کرد. لوئیس نه ساله بود که با خانواده اش به جنوب کالیفرنیا مهاجرت کردند.پس از تمام کردن دبیرستان به کالجی در اهایو رفت اما در همان ترم اول خبر دار شد که پدرش فوت کرده است . بنا بر این به کالیفرنیا برگشت تا مادرش تنها نباشد. مدتی دستفروشی می کرد. سپس به دانشگاه کالیفرنیا رفت تا اقتصاد بخواند. بتدریج به کتابهای نویسندگان روسی علاقمند شد و برای خواندن نسخه اصلی آثار آنها مدتی به فراگرفتن زبان روسی پرداخت اما در این زمینه موفقیت چندانی نداشت . لذا در یک مدرسه راهنمایی بعنوان مربی و سپس ناظم مشغول بکار شد. حرفه ای که فکر نوشتن کتاب برای نوجوانان را در او بوجود آورد. اگر چه پس از تمام کردن اقتصاد در سال 1980 دکترای حرفه ای در رشته حقوق از مدرسه حقوق سانفرانسیسکو اخذ کرد و در امتحان اختبار فعالیتهای قضایی حقوقی و وکالت موفق شد اما اولین کتابش تحت عنوان ” داستانهای کنار جاده ای از مدرسه کنار جاده ” که قبلا نوشته بود در همان اولین هفته تحصیلش در مدرسه حقوق منتشر شد و چنان موفقیتی به همراه داشت که باعث شد او همواره در کنار کار حقوقی به نویسندگی هم ادامه بدهد.
از سال 1989 میزان در آمد حاصل از فروش کتابهایش به حدی رسید که دیگر نیازی به ادامه کار حقوقی نداشت . از آن به بعد کار حقوقی را رها کرد و فقط به نوشتن پرداخت.
او در 1985 با معلمی بنام کارلا ازدواج کرده و تنها دخترش در 1987 بدنیا آمده و فعلا در تکزاس آمریکا زندگی می کند. از آثار او ست :
پسری که صورتش را گم کرده بود پست قرمزماروین ” جانی “در زیر زمین رازهای کلاس ششم سگ ها جک نمی گویند. قدمهای کوتاه و ….. بنظر خود او بهترین کتابش گودالها است .
اگر چه پیش از آن هم جوایزی چون : جایزه بهترین نویسنده از ارگان کتابخانه مدرسه جایزه بهترین کتاب انتخابی بچه ها از موسسه بین المللی خواندن جایزه شورای کتاب کودک جایزه کتاب انتخابی والدین و جایزه کتاب انتخابی جوانان را در یافت کرده بود اما گودالها جایزه ملی کتاب آمریکا و مدال نیو بری را نصیب او کرد .
گو دالها
نوشته : لوئیس ساکر
ترجمه : میر زا بابا
شما به اردوگاه دریاچه سبز وارد می شو ید
( 1 )
دریا چه ای در اردوگاه در یا چه سبز نیست . البته در اینجا یک در یا چه ای بود . بزرگترین در یا چه در ” تکزاس”. بیش از یکصد سال پیش. حالا فقط یک سرزمین خشک هموار و بی آب و علف بجا مانده . همین طور که قبلا در این جا یک در یاچه بود یک شهر ” دریاچه سبز ” هم وجود داشت. وقتی که در یاچه خشک شد به همرا ه آن آن شهر هم خراب شد و بامردمی که در آن زندگی می کرد ند از میان رفتند. د ر طول تابستان به هنگام روز در سایه دما سنج در حد ود نود و پنج در جه فا رنهایت در نوسان است. _ اگر البته شما بتوانید سایه ای پیدا کنید. در یک در یاچه بزرگ خشک شده سایه زیادی پیدا نمی شود. دو درخت بلوط پیر در کناره شرقی در یاچه تنها درختان موجود هستند. یک ننو ( گهواره توری کنفی ) بین دو درخت بسته شده و یک کلبه ساخته شده از چوب زمخت در پشت آن قرار دارد. دراز کشیدن روی ننو برای کسانی که در اردو گاه هستند ممنوع است . الا سرپرست اردو گاه که ننو مال اوست و سایه هم مال اوست.
بیرون اردو گاه در دریاچه مار های زنگی و عقربها در زیر تخته سنگها و در گودالها سایه را پیدا می کنند . گودا لهایی که بوسیله ساکنان اردو گاه کنده شده. در مورد مار های زنگی و عقربها یک قاعده خوبی اینجا هست که با ید بخا طر سپرده شود. : اگر شما آنها را آزار ندهید آنها هم معمولا به شما آسیبی نخواهند رساند. بد ترین چیزی که ممکن است برای شما اتفاق بیفتد گزیده شدن بوسیله یک عقرب یا حتی یک مار زنگی نیست. چون معمولا بر اثر این اتفاق شما نمی میرید. بعضی وقتها یکی از ساکنان اردو گاه کوشش می کند که بوسیله یک عقرب یا یک مار زنگی کوچک گزیده شود. چون اگر این کار را بکند یکی دو روز بجای این که مجبور باشد در بیرون اردوگاه گودال بکند در چادر خود در حال بهبودی وقت خود را می گذراند. اما شما نمی خواهید بوسیله یک سوسمار زرد خالدار گزیده شوید . چون این بد ترین چیزی است که ممکن است برای شما پیش بیاید. در این صورت شما آرام آرام با مرگی زجر آور و دردناک خواهید مرد. البته اگر شما بوسیله یک سوسمار زرد خالدار گزیده شو ید می توانید زیر سایه درختان بلوط برو ید و روی ننو دراز بکشید هیچ کس نمی تواند هیچ کاری بیشتر از این برای شما انجام بدهد
ادامه دارد….
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۴ at ۱:۴۴ ق.ظ
با سلام. از زمانی که دانشجوی حقوق بودن رو شروع کرده ام و بالتبع در پی شناخت حقوقدانان برآمده ام، نکته ای همواره برایم تعجب آفرین بوده است و آن عبارت است از اینکه حقوقدانان اتیپیک زیادی وجود دارند!
در رشته های دیگر، معمولا عالم هر علم صرفا به همان علم میپردازد، در حقوق اما همواره اینطور نیست و بسیارند حقوقدانانی که شاعر،نویسنده، فیلسوف، نقاش و … شده اند. معمولا در سرگذشت بسیاری از بزرگان ردپائی از حقوقدان بودن هم یافت میشود.
در چرائی این کار مانده ام، اگر اشتباه می اندیشم، ممنون میشم راهنمائی کنید.
با سپاس