بد نامی حیات ۳

 

    لطفا قسمت های پیشین از این مجموعه را ببینید.

Remember me when  I am gone away

Gone far away in to the silent land

When you can no more hold me by the hand

Nor I half turn to go , yet Turning stay

Remember me when no more day by day

You tell me our future that you plann’d

Only remember me ; you understand

It will be late to counsel then or pray

Yet if you should forget me for a while

And afterwards remember , do not grieve

For if the darkness and corruption leave

A vestige of the thoughts that once I had

Better by far you should forget and smile

Than that you should remember and be sad

Christina Georgina Rossetti, 1830-1894                               

  ترجمه: میرزابابا

  مرا بخاطر داشته باش وقتی که رفته باشم ،

رفته باشم بداخل زمین سرد و ساکت.

وقتی که دیگر نمی توانی در دستهایت مرا نگهداری ،

و نه من می توانم بمانم و نه می توانم از نیمه راه بر گردم .

مرا بخاطر داشته باش وقتی که دیگر نمی توانی هر روز از پی روز دیگر ،

برایم از آینده مان که طراحی کرده ای چیزی بگو یی.

فقط مرا بخاطر داشته باش ، تو می فهمی :

که آن هنگام برای مشورت ، نصیحت یا عبادت خیلی دیر خواهد بود.

حتی اگر زمانی برای مدتی مرا فراموش کردی ،

دیگر بار مرا بخاطر آوردی ، نباید آه و ناله و شیون کنی ،

برای تاریکی قبرم یا برای تباهی جسمم،

یا برای بقایای افکاری که زمانی داشته ام .

برای تو در آینده دور بهتر است _ باید_ مرا فراموش کنی و لبخند بزنی ،

تا اینکه مرا بخاطر بیاوری و پیوسته غمگین باشی .

َ                                        

نوشتن نظر