آیه های زمینی-۱- این دو زن
چه روزگار تلخ وسیاهی!
نان نیروی شگفت رسالت را مغلوب کرده بود ،
پیغمبران ،گرسنه و مفلوک، از وعده گاههای الهی گریختند ،
وبره های گمشده عیسی ، دیگر صدای هی هی چوپانی را در بهت دشتها نشنیدند .
( فروغ فرخزاد)
— پروین اعتصامی
پروین اعتصامی در سال 1285 در خانواده ای دانش پرور و اهل قلم در تبریز بدنیا آمد. در کودکی بهمراه خانواده برای زیستن به تهران آمد. پدرش یوسف اعتصام الملک ، از مبارزان و نویسندگان دوره مشروطه بود . پروین زبان فارسی و عربی را در خانه و زبان انگلیسی را در مدرسه آمریکاییها آموخت. او که از هشت سالگی شعر می گفت ، بدلیل جایگاه و تشخص پدر ، با مرحوم دهخدا و مرحوم ملک الشعراء بهار آشنا شد و کتاب اشعارش را تحت تشویق ایشان چاپ کرد . در سال 1320 در سن 35 سالگی بر اثر بیماری حصبه فوت کرد و در حرم حضرت معصومه در قم بخاک سپرده شد .
گرچه جز تلخی از ایام ندید هر چه خواهی سخنش شیرین است
— فروغ فرخزاد
فروغ فرخزاد در پانزدهم دی ماه 1313 ( هفت سال قبل از غروب پروین ) در خانواده ای عیال وار بدنیا آمد . پدرش بر خلاف پدر پروین ، یک افسر مستبد ارتش بود که در کودتای رضا خان نقش داشت ، اما در عین حال به شعر و ادبیات علاقه داشت و بسیاری از اشعار سعدی و حافظ را به حافظه سپرده بود . با این حال محیط خانه و شرایط خانواده فضای مناسبی را برای رشد فکری و فرهنگی فروغ فراهم نمی کرد .بنا بر این، تن دادن به ازدواجی نا خواسته در سن شانزده سالگی ، او را از درس و مدرسه باز داشت . اما قریحه ذاتی او باعث شد که از اوان جوانی به شعر رو کند و در مدت عمر کوتاه خود پنچ دفتر شعر فراهم آورد .فروغ در سال 1345 در سن 32 سالگی در حادثه رانندگی جاده قلهک جان سپرد و در گورستان ظهیر الدوله بخاک سپرده شد .
" هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی می ریزد ، مرواریدی صید نخواهد کرد ."
—– مقایسه
هر دو شاعر عمری کوتاه اما به نسبت پر بار داشتند . هر دو ریشه شهرستانی دارند ، اما در تهران رشد کرده اند . هیچیک در تشکیل خانواده چندان موفق نبوده اند .در مجموع هر دو به اوضاع اجتماعی و فرهنگی با نگاهی معترض و انتقادی می نگریستند . مدیحه سرا نبودند . همواره علیه سنت های موجود زمان خود ، بویژه در خصوص زنان ، در ستیز بودند . چهره مذهبی نداشتند . بی حجاب بودند .پروین در زمانی در کتابخانه وزارت فرهنگ ( معارف ) کار می کرد که تعداد زنان شاغل بسیار کم بودند ، و فروغ زمانی در ساخت فیلم " خانه سیاه است " فعالیت داشت که هنر پیشگی و فیلم سازی زنان در جامعه سنتی ایران پذیرفته نبود. شاید به همین دلایل این دو زن هرگز در جوامع مذ هبی ایران از موقعیت ممتازی برخوردار نبوده اند . اما هیچ نویسنده منصفی نتوانسته تاثیر آنان را بر ادبیات معاصر ایران نا دیده بگیرد .
از 248 قطعه شعر پروین ، 65 قطعه آن مناظره های او را تشکیل می دهند . مناظرات او بیشتر به سبک عراقی و نزدیک به شعر سعدی است ، دسته دوم از اشعار او را پند و اندرز هایی تشکیل می دهند که بیشتر نزدیک به اشعار ناصر خسرو و پیرو سبک خراسانی هستند . او در بیشتر شعر ها بویژه در مناظراتش ، با طنزی لطیف روی فساد و تزویر در جامعه انگشت می گذارد و جانب حقیقت را می گیرد .
در شعر پروین ، گوهر تابناک تاج پادشاه ، از اشک یتیم و خون دل بیوه زنان درست شده ، و شاه گرگی آشنا با گله است که رعیت را با رخت و چوب شبانی فریفته. قاضی نیمه شب بیدار نیست . حاکم در میخانه است . محتسب از مست رشوه می خواهد . و حاکم شرع رشوه می گیرد تا شکایت ضعیفان را نادیده بگیرد .( حاکم شرعی که بهر رشوه فتوی می دهد - می دهد عرض فقیران را جواب ای رنجبر!)
اما مجموعه 128 قطعه شعری که از فروغ باقی مانده ، همه بی وزن هستند و در قالب شعر نو جا می گیرند . بیشتر عناوین اشعار ، مفاهیم احساسی ، عاطفی و عشقی دارند . ( آفتاب ، بوسه ، رویا ، بهار ، حسرت ، انتقام ، خاطرات ، هوس ، عصیان ، وداع ، گریز و درد ) . "نگاه فروغ از دریچه وصف هایش نگاهی است که در آن همه چیز مغشوش ، سرگردان ، مشوش ، مضطرب ، گیج ، گذران ، درهم ، پریده رنگ ، نامعلوم ، بی اعتبار ، فرار ، دور دست ، پریشان ، بی سامان ، بی تفاوت ، منقلب ، بیهوده ، لرزان ، گنگ ، سرگردان ، گمشده ، نشناخته ، مرموز ، بی قرار ، عاصی ، نامسکون ، غربت بار ، تاریک ، رخوتناک ، مشکوک ، نا مفهوم ، پر تشنج ، ترسناک ، ولگرد ، مه آلود ، سست ، خسته ، خواب آلود ، مخدوش و پیچاپیچ است " . (1)
به همین دلیل برخی اشعار پروین را خالی از احساسات لطیف شاعرانه و اشعار فروغ را احساسی و بی مسئو لیت و بیگانه با اوضاع اجتماعی دانسته اند . اما با نگاهی دقیقتر صد ها نکته ظریف احساسی در اشعار پروین یافت می شود ، و زیباترین توصیفات اجتماعی را می توان در اشعار فروغ جستجو کرد .
ادامه دارد :
————————————————————————————
(1) - دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی، مقاله وصف های فروغ فرخزاد ، مجله بخارا ، شماره 44 ، تهران ، آبان 84 ، صفحه 19
برای زندگی نامه شاعران می توانید به سایت مشاهیر مراجعه کنید .
تیر ۱۹م, ۱۳۸۵ at ۱۰:۴۹ ق.ظ
سلام
وبلاگ كافي و وافي داريد . به كلبه ما هم سري بزنيد .
يا حق
مرداد ۱۸م, ۱۳۸۵ at ۲:۳۵ ق.ظ
راستش من اصلا پروین رو شاعر نمی دونم “کارهاش”یه سری پند واندز های اخلاقی اجتماعی بوده در قالب نظم که هیچ ردی از “خود”ش در اونها نیست….و اصلا “علم شدن” یه همچی آدمی تو اون زمان به عنوان “اولین شاعره ایران” هم خالی از ابهام نیست……شعر فروغ اما در اجتماعی ترین توصیفات هم همچنان حکایت روح سرکش و رمنده و البته بسیار بی پرده زنانه ی اوست…