اهل کاشان
” اهل کاشانم ،
نسبم شاید برسد به گیاهی در هند
یا به سفالینه ای از خاک سیلک …”
شاید کمتر کسی چون سهراب سپهری توانسته است یک سابقه تاریخی چند هزار ساله را در چند جمله کوتاه بدین زیبایی بتصویر بکشد . تاریخی که با تمدن دیر پای سیلک ، حدود هفت هزار و پانصد سال پیش آغاز می شود . زمانی که گیلها در گیلان ، آماردها در مازندران - آمل- عیلامیها در جنوب غربی ایران زمین و بسیاری از اقوام متمدن بومی دیگر در حوزه مرکزی کشور ما زندگی می کردند . مشابهت آثار بدست آمده در نزدیکی کاشان ، همدان و تهران ارتباط فرهنگی و مراوده و داد و ستد بین تمدنهای کهن حوزه مرکزی ایران را اثبات می کند . با سرازیر شدن آریاییهای هند و اروپایی از دو سوی دریای خزر ، اقوام بومی ساکن ، در جمعیت مهاجر مستحیل می شوند و ادامه حیات آنان به شکلی با تاریخ زندگی اقوام آریایی نژاد گره می خورد ودر هم می آمیزد. به همین دلیل است که شاعر نمی داند نسبش را در کدام تمدن جستجو کند . او همچون من اهل کاشان است . او خوانده است که بسیاری از متون و تذکره نویسان به پیروی از حمدالله مستوفی بنای شهر او را به زبیده خاتون همسر هارون الرشید خلیفه عباسی نسبت داده اند . اما او به این ادعا ایمان ندارد . زیرا باور ندارد که سابقه تاریخی شهر او به دوره اسلامی محدود می شود . او نمی خواهد بین کاشان امروزین و تمدن کهن آن فاصله ای قائل شود .
کاشان را چه کسی ساخته است ؟ درچه زمانی ساخته است ؟ زبیده خاتون کیست ؟ آیا هارون الرشید زنی بدین نام داشته ؟ آیا خلیفه عباسی در مسیر عراق تا خراسان ، از کاشان گذشته است ؟ آیا همسر خلیفه اختیار و توان ساخت یا بنای شهری را در جایی بسیار دور دارا بود ه ؟ از بنای کاشان چه هدفی را تعقیب می کرده و چه انگیزه ای باعث احداث این شهر شده است ؟ یافتن پاسخ هر یک از این پرسش ها تحقیقی دقیق و علیحده نیاز دارد . - چیزی که در چهار چوب این نوشته محدود نمی گنجد.-
محقق برجسته مرحوم مهدی بهار - پسر ملک الشعرای بهار - در تحقیقی که راجع به آب انبارهای کاشان داشته ، سابقه تاریخی همین شهر امروزین را حد اقل از دیدگاه فرهنگی به زمانی بر می گرداند که ایرانیان آب را مقدس می دانسته اند و شاید آن را ستایش می کرده اند .(1) بقایای دو آتشکده نیاسر و خرمدشت در دو سوی شهر وجود ساکنانی را در دوره ماقبل اسلام ثابت می کند که از مذهب زرتشت تبعیت می کرده اند ، و آتش را محترم و مقدس می دانسته اند . شاردن مستشرق و بازرگان فرانسوی که در عهد صفویه از ایران بازدید کرده ، اعتقاد دارد :” کاشان همان آمبرودوکس یا کنسیفونت کشور پارت قدیم، و جایی در کوههای آن مقتل داریوش سوم یا یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی است .” حتی بعضی معتقدند آن سه نفری که برای بشارت تولد عیسی مسیح ، حسب کتاب مقدس از جانب شرق، و حسب تفاسیر آن از ایران ، به بیت اللحم آمدند ، کاشانی بوده اند .(2) صرفنظر از صحت و سقم این ادعاها ، حد اقل می توان آن ها را اماره ای بر استمرارو ادامه حیات شهر در طول چند هزاره گذشته دانست . اگر چه پارتها دولت متمرکز نداشته اند و ساختار سیاسی دولت اشکانی نوعی ملوک الطوایفی بوده ، بیشتر نواحی شمالی ایران از شرق تا غرب زیر سلطه آنها بوده ، با این همه حوزه قلمرو آنان را ظروف سفالینه خاکستری رنگی مشخص می کند که تقریبا در تمامی نواحی پارت نشین کشف شده اند . بر این اساس شاید کاشان نیز جزئی از قلمرو تحت حاکمیت پارتها بوده است .
اما کاشان دوره اسلامی ، در قیاس با شرایط اقلیمی و تاریخی ، شهری است پیشرفته ، دارای بازاری مرکزی و کشاورزی و صنعتی چشم گیر، که بسیاری از محصولات آن به نواحی دیگر صادر می شود. تقریبا تمام کسانی که در طول سده های اسلامی از کاشان دیدن کرده اند ، بازار آن را پر از اقمشه، ابریشم و انواع منسوجات توصیف کرده اند . ” اصطخری در وصف شهر کاشان گوید شهریست کوچک و ابنیه آن مانند ساختمانهای قم ، غالبا از خشت است . جغرافی نویسان قدیم عرب آن را بصورت قاشان نوشته اند نه کاشان .این شهر در مشرق زمین به ساختن یک نوع آجر معروف به کاشی ، مشهور است و این نام در حال حاضر بر آجر های آبی و سبزی که برای پیرایش مساجد بکار می رود اطلاق می شود . مقدسی گوید کاشان عقربهای عجیب دارد . یاقوت به کاسه های سبز رنگ قشنگ آنجا که به سایر بلاد صادر می گردد ، اشاره نموده گوید اهالی کاشان تماما شیعه امامیه هستند. حمدالله مستوفی گوید آن را زبیده خاتون منکوحه هارون الرشید ساخت … آب کاشان از کاریز فین و رودی از قهرود و نیاسر آید . در جای دیگر گوید آب کاشان از جبال نیاسر و قمصر بر می خیزد و به کاشان می رود و هرزه آب بهاریش در مفازه ( کویر ) منتهی می شود . و در آن اگر سیلی عظیم بود ، شهر کاشان را از آن خوفی عظیم بود . اما در تابستان بکاشان نمی رسد و در دیه های بالا به زراعت می بندند . … از کاشان یک نوع خرمای نارس و طرخون صادر می گردد .” (3)
امروز، بازار سنتی در کنار پاساژها و فروشگاههای پر زرق و برق مدرن ، حوزه های علمیه ، مجامع عرفانی و ادبی ، هیئت های مذهبی و قربانی کردن شتر(4) در کنار دانشگاهها و مراکز علمی ، آموزشی و فرهنگی ، بقایای صنایع دستی و فرش دستبافت د ر کنار کارخانجات و شهرکهای صنعتی جدید ، ورزش باستانی در کنار ورزش روز ، و در یک کلام تلفیق زیبا و سازگاری سنت و مدرنیته ، از کاشان یک شهر پیشرفته و نمونه ساخته که باعث افتخار جامعه اسلامی و شهر وندان آن است و چون نگینی بر حاشیه حلقه محاطی کویر می درخشد .
چند می پرسی ز کاشانی کجایی کیستی ؟
من که محو روی جانانم ، نمی دانم کیم
__________________________________________
(1) -
(2) - دایره المعارف ویکی پدیا انگلیسی آن لاین زیر عنوان کاشان - تاریخ .
(3 ) - کتاب جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی تالیف لستر نج ترجمه محمود عرفان ، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی ، 1364 ، صفحات 226 و 245
(4) - ” در کاشان هنوز هم قربانی می کنند . در چند محله ، در هر کدام هم یکی بانی می شود که این کار از اجدادش به او ارث رسیده است . دست گردان شتری می خرد . چند ماهی به او نواله می دهد تا گوشتی بشود . بعد که خوب با او اخت شد ، آذینش می کند با گل و گیاه ، آینه ای هم می گذارد روی پیشانیش . چشم هایش را هم سرمه می کشد . و با نقاره و طبل دورش می گرداند و از هر سر خانه نیازی می گیرد تا روز عید که همه می آیند به میدان محله و نحرش می کنند . و گوشتش را تکه تکه می برند . موقع نحر تا صدایش را نشنوند طبل می کوبند . مواظب هم هستند تا کسی از محلات رقیب شتر را کاردی نکند . بانی فقط می تواند افسار شتر را بگیرد چون آشناست و گرنه نمی شود . شتر تنها حیوانی است که می تواند از جلو لگد بزند . اسلایدش هست . وقتی قصاب می آید تا کارد تیزش را زیر گلوی شتر فرو کند ، شتر به بانی نگاه می کند و گریه می کند .با آن دو چشم سرمه کشیده و آن آینه میان پیشانی نگاه می کند و گریه می کند .اول دو دستش خم می شود و بعد پاهایش با دو چشم اشک بسته رو به بانی . سرش و گردنش را می گذارد روی حوضچه خون خودش و نگاه می کند با دو چشم سرمه کشیده .” نقل از کتاب آینه های در دار ، هوشنگ گلشیری ، نیلوفر ، تهران ، 1371 ، صفحه 28
دی ۱۴م, ۱۳۸۵ at ۱۱:۵۳ ق.ظ
سلام پسر حاجی شیخ مند علی انگلستان چه خبر به وبلاگ ما سر بزن گود بای
اسفند ۱م, ۱۳۸۵ at ۶:۲۷ ق.ظ
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما حقوقدان عزیز
خواهشمند است از سایت ما (سایت حقوقی علیرضا ترکستانی )بازدید نمایید
و در صورت تمایل شما میتوانید لینک ما را در سایت خود قرار داده(و حتماً از طریق ایمیل یا نظرات پست مطالب سایت به ما اطلاع دهید ) تا لینک جنابعالی را در سایت (سایت حقوقی علیرضا ترکستانی) قرار دهیم
همچنین لازم به ذکر است ما همواره علاوه بر تبادل لینک حاضر به تبادل لوگو و لینک باکس (اولین و بزرگترین لینک باکس حقوقی ایران )هستیم
با تشکر مسئول فنی سایت حقوقی علیرضا ترکستانی
www.torkestani.com
فروردین ۱۴م, ۱۳۸۶ at ۳:۰۵ ق.ظ
سلام - من با يكي از شماها همكلاس و دوست بوده ام . اميدوارم همگي خوب و خوش باشيد . لطفا همكلاس من با آدرسهاي داده شده مرا از محل كار و زندگي خويش مطلع نمايد .
فروردین ۲۸م, ۱۳۸۶ at ۹:۰۱ ق.ظ
سلام
مگر توبيدگلي نيستي
چرابراي كاشان مي نويسي
كافيه كلمه بيدگلي راجستجو كني وبابيدگلي هاي بيشتري آشنا بشي
مهدي از سلمقان بيدگل
اردیبهشت ۲م, ۱۳۸۶ at ۹:۵۲ ق.ظ
به وباگ vahid۵۴۳۲۱.blogfa.comسري بزن چندتايي عكس ازبيدگل امروز در آن هست
به وبلگ من بانامن عموزاده بيدگلي هم مي تواني نگاهي بيندازي واگردوست داشتي نظرخودرابنويسي ممنون مي شوم
مهدي