نامه های متقابل

 من باب مطایبه

نامه پسری به  مادرش

مادر عزیزم سلام

چقدردلم برایت تنگ شده ، چقدر ماندن در پادگان سخت می گذرد. اینجا خیلی بزرگ و سرسبز است ، اما هنگام غروب آفتاب مرا بیاد شما می اندازد ، و بی اختیار گریه می کنم . باور نمی کردم  اینقدر ضعیف باشم که نتوانم دوری شما را تحمل کنم . خواهش می کنم مرا از اینجا بیرون بیاورید . دیگر طاقت ماندن ندارم .

                                        همیشه بیاد شما - پسر

جواب

پسر عزیزم سلام

من هم دلم برایت تنگ می شود . می دانم بر تو سخت می گذرد .می دانم ماندن در پادگان مشکل است . اما چه می توانم بکنم؟ قانون نظام وظیفه تو را آنجا فرستاده ، و همان قانون اجازه نمی دهد بیرون بیایی. اما صبر داشته باش . تحمل کن . باید مقاوم باشی . عمر سفر کوتاه است . خیلی طول نمی کشد . مطمئنم که بزودی قانون تغییر می کند و تو راحت می شوی .

                                   در انتظار تو - مادر

————————————————————–

نامه مادری به پسرش 

پسر عزیزم سلام

چقدر دلم برایت تنگ شده . چقدر ماندن در خانه سالمندان سخت می گذرد . اینجا خیلی بزرگ و سر سبز است . اما هنگام غروب آفتاب مرا بیاد شما می اندازد و بی اختیار گریه می کنم . باور نمی کردم اینقدر ضعیف باشم که نتوانم دوری شما را تحمل کنم . خواهش می کنم مرا از اینجا بیرون بیاورید . دیگر طاقت ماندن ندارم .

                                          در انتظار تو - مادر

جواب

مادر عزیزم سلام

من هم دلم برایت تنگ می شود . می دانم به تو سخت می گذرد . می دانم ماندن در خانه سالمندان مشکل است . اما چه می توانم بکنم ؟ رئیس خانواده تو را آنجا فرستاده و همان رئیس اجازه نمی دهد بیرون بیایی ! اما صبر داشته باش . تحمل کن. تو باید مقاوم باشی . عمر سفر کوتاه است . خیلی طول نمی کشد . مطمئنم که بزودی شرا یط تغییر می کند و تو راحت می شوی .

                                    همیشه بیاد تو - پسر

۱ نظر برای “نامه های متقابل”


  1. میرزا بابای عزیز، نامه نگاری مادر و پسر را خواندم و همچنان اشک می ریزم . بیشتر نگران خودم می شوم …دنیایی که خودمان ساخته ایم قطعا ما را روزی در منجلاب خود غرق خواهد کرد……
    با آرزوی موفقیت فراوان، خاتون

نوشتن نظر