اهل آران
” بر دیوار معبد قدیمی و بزرگ آپولون در یونان حک شده بود : خودت را بشناس ! ” (1 )
مادرم آرانی است . پدرش ، عارفی وارسته ، معتمد التجار و نزد مرحوم آقا میرزا احمد عاملی و مرحوم افتخارالعلماء آرانی از احترام خاص برخوردار بود . اینک وقتی قدم زنان ، در لابلای سنگ نبشته های قبور اطراف مرقد شریف محمد هلال ، در جستجوی نام و خاک او هستم تا فاتحه ای نثارش کنم ، در ذهنم مروری دارم بر تاریخ چند هزارساله این خطه کویری.
در مقابل محمد هلال سر تعظیم فرود می آورم . بیشتر به احترام مشتاقان شیفته زیارتش که عاشقانه و خالصانه از راههای دور و نزدیک می آیند ، و این حرمت نشان از عظمت و قداست حرم دارد. اما تاریخ آران را به محمد هلال محدود نمی کنم .
آران و اهل آران را می بینم که بر ساحل دریای مرکزی ایران دست و رو می شویند . دریایی که امروز جز دریاچه کوچکی مملو از نمک و گستره وسیعی از ماسه های بادی ، چیز دیگری از آن با قی نمانده ، و آبزیانش به حوزه ای از نفت و گاز تبدیل شده اند که در اعماق زمین زیر این ماسه ها پنهانند .
مردمان سخت کوشی را می بینم که به دنبال عقب نشینی آب دریا از دامنه ها و کوهپایه ، سرازیر می شوند و آبادیی را بنیاد می کنند که قرن ها ماندگار می شود و در مقابل حوادث روزگار پایدار می ماند .
بعضی از مورخین تاریخ را به زبان حال حکایت می کنند . درست مانند کسی که فیلمی را به تازگی دیده وداستان آن را برای دوستش نقل می کند . از دید آنان تاریخ واقعیت نیست .تاریخ واقعیتی بشمار می رود که هر کس حسب ذوق و سلیقه خود چیزی بدان افزوده یا از آن کاسته است . واقعیتی که با اساطیر و افسانه ها ، فرهنگ ، اعتقادات ، و آداب و رسوم ملت ها درهم آمیخته و به شکل داستانی جذاب و شیرین در آمده . در متن و بطن خود واقعیتی نهفته دارد ، اما آن واقعیت را برهنه و بی پیرایه بر کسی عرضه نمی کند .
آنان که آرانیان را بازماندگان تمدن کهن سیلک بشمار می آورند ( 2 )، و آنان که قدمت این شهر را از هر منطقه مسکونی دیگر در اطراف آن بیشتر می دانند ، به فرهنگ و نوع گویش آرانیها توجه دارند که با تمام نقاط مسکونی اطراف آن تفاوت دارد ، و از تاریخ کهن این خطه حکایت می کند . اما وقتی هیچ بنای چند هزار ساله ای نمی یابند ، نوع مصالح ساختمانی را دلیل می گیرند که بیشتر از جنس خشت خام بوده ، و باعث شده که در طول اعصار و قرون در اثر زلزله های مهیب ، بنا ها از بین رفته و آثاری از آن ها باقی نماند .
و آنان که با استناد به تاریخ قم ، بنای آران را به آران بن قاسان بن ضحاک نسبت می دهند ، ( 3 ) شاید نمی دانند که ضحاک اساسا یک شخصیت افسانه ای محسوب می شود که حکیم فردوسی طوسی آن را ساخته و پرداخته است . مسلما بوسه زدن ابلیس بر شانه های ضحاک و بیرون آمدن مارهایی که غذایی جز مغز سر جوانان نمی خورند ، افسانه ای حکمت آموز بیش نیست . اما وجود ضحاک مار دوش که به وسیله پهلوانی به نام فریدون در غاری به بند کشیده می شود ، می تواند آمیخته ای از واقعیت و اسطوره باشد . زیرا بسیاری از مورخین ضحاک را در عالم واقعیت مترادف ” آژیدهاک ” یا ” ایختوویگو ” آخرین پادشاه ماد می گیرند که پایتختش هگمتانه یا همدان امروزی بوده و کورش هخامنشی او را به بند کشیده و به حکومتش پایان داده است .
نوه شاهی مخلوع از چه اختیار ، امتیاز و قدرتی برخور دار است که بتواند فرسنگ ها دور تر از سرزمین آباء و اجدادی خود ، شهری نو بنا کند ؟ از سوی دیگر نسبت دادن بنای شهری به بازمانده شاهی که در تاریخ به ظلم و ستم فراوان شهرت دارد ، چه افتخاری به ارمغان می آورد ؟ بگذار شهر من باستانی نباشد اما از آدم خوش نامی به یادگار بماند.
تحقیقات تاریخی نشان می دهد که آران دیگری در منطقه ای بین آذربایجان و ارمنستان وجود داشته ( 4 ) ، که بعید نیست یکی از حکمرانان ماد آن را بنا کرده باشد . می توان فرض کرد منطقه شمال شرقی ایران که از حوزه مرکزی استیلای دولت هخامنشی دور بوده ، محل مناسبی برای بازماندگان آژیدهاک یا ضحاک باشد که بتوانند در آن شهری بسازند . اما احداث شهری در محل آران امروزی توسط نواده ضحاک در زمان اقتدار دولت پارس تقریبا غیر ممکن می نماید .
مسجد نقشینه بیدگل را کهن ترین بنای باقی مانده در حوزه شهرستان آران وبیدگل می دانند که فقط حدود هشتصد سال قدمت دارد . از دو شهر زیرزمینی ” ویگل ” و ” نوش آباد ” هم که در حوزه اداری این شهرستان توسط باستان شناسان کشف شده اند، هیچ یک در محل فعلی آران نیستند . اما می توان تصور کرد که هر یک از این دو شهر که قدمتی چند هزار ساله دارند ، زمانی محل سکونت نیاکان ما بوده اند . شاید حوادث غیر مترقبه طبیعی باعث جابجایی شهر و بازماندگان آن بوده است .
مرقد محمد هلال بن علی ( ع ) ، شاید تنها اماره برای تداوم حیات آران در سده های آغازین ظهور اسلام است . اگر چه در طول تاریخ بعد از اسلام نیز هیچ گاه آران از شخصیت ها ، علمای روحانی و چهره های ادبی و عرفانی خالی نبوده ، چنانکه شاردن ، مستشرق و بازرگان فرانسوی ، که در عهد صفویه از ایران بازدید کرده ، در سر راه خود به کاروانسرای مرنجاب و دریاچه نمک ، از آران - آرو - گذشته و آن را شهری آباد و بافرهنگ یافته است .
( 1 ) – کتاب راز فال ورق ، نوشته یاستین گوردر، ترجمه مهرداد بازیاری ، کتابهای کیمیا ، 1379 ، صفحه 190
( 2 ) – سایت شهرداری آران وبیدگل و منابع مشابه
( 3 ) – کتاب آثار تاریخی کاشان و نطنز، تالیف حسن نراقی + کتاب گنجنامه صابری ، حسین صابری آرانی ، 1371، صفحه 16
( 4 ) – مقاله آقای دکتر عنایت الله رضا ، ” از آران تا آذربایجان “
مجله بخارا شماره 42 خرداد 1384 ، تهران ، صفحه 135بیت هایی از همایون نامه ( شاعر : زجاجی ) استنساخ علی پیر نیا ، انتشارات فرهنگستان زبان و ادب.
ز آران و قبچاق و روس و خزر فکندند بسیار بر همدگر
به آران درون راه عصیان گرفت چنان کار دشوار آسان گرفت
به آران روان کن امیری دگر که دارم ز دست تو پر خون جگر
ز آران و ارمن ز مازندران سپاهی بر او جمع شد بیکران
از آران و ارمن ، زقبچاق و روم ز دربند شروان ز هر مرز و بوم
ز آران و ارمن بیامد سپاه به نزدیک آن خسرو دین پناه
به آران و قفچاق بیرون شدند که داند که تا آن سران چون شدند
زآران و ارمن چو شد شاه دور ببرید از چهره ماه نور
شهریور ۴م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۵۳ ب.ظ
با سلام و احترام - قصه ي عمو رجب مرا به گذشته ها برد . ترس داشتم آن را از دست بدهم . حيفم آمد دوستان ديگر نخوانند . در وبلاگم قرار دادم . اگر راضي نيستيد بردارم . موفق باشيد .
مهر ۱م, ۱۳۸۶ at ۴:۰۴ ق.ظ
سلام
مي خواستم بدونم شما الآن كجا زندگي مي كنيد
اگه ميشه به اين آدرس بفرستيد
amir۱۹۹۲v@yahoo.com
باتشكرفراوان
مهر ۱۰م, ۱۳۸۶ at ۲:۳۴ ق.ظ
ba salam
be ruzam
بهمن ۱م, ۱۳۸۶ at ۲:۱۲ ق.ظ
ایمیلت را به ایمیل من بفرست منتظرم
بهمن ۱م, ۱۳۸۶ at ۲:۱۸ ق.ظ
ایمیلت را برام بفست دایی به ایمیل زیر
masod_momeni_b@yahoo.com
منتظرم مسعود
فروردین ۱۷م, ۱۳۸۷ at ۴:۴۰ ب.ظ
با سلام
لازم دانستم به عرض برسانم مسجد جامع شهر نوش آباد بنا بر اسناد تاریخی ، پس از مسجد جامع کاشان وقلعه جلالیها ،سومین بنای تاریخی از لحاظ قدمت در منطقه کاشان آران وبیدگل ومنطقه است.
شمارا به دیدن آن ونیز این سایتها و وبلاگها دعوت می کنم ۰۹۱۳۲۶۱۰۷۳۲
موفق باشید.
www.nooshabad.ir
www.noushabad.com
www.nooshabad.co.ir
www.naginekavir.persianblog.ir