پست های قبلی شاخه 'قصه'

قصه عمورجب

شنبه, خرداد ۱۹م, ۱۳۸۶

قصه عمو رجب                     
اين فقط یک  قصه است که  نسل جوان را با زندگی سنتی بیدگل آشنا می کند .  هرگونه تشابه اسمی با افراد واقعی کاملا اتفاقی است. 

همه قصه از پشت بام آب انبار جمعه شروع شد. جايی که آب حامد آباد را پسا  می کردند. روز سيزدهم فروردين بود، نزديکی های ظهر.  با اينکه بيشتر […]

گودالها - ۵

جمعه, تیر ۳۰م, ۱۳۸۵

    دنباله قسمت های پیشین :
   شش تا چادر خیلی بزرگ خاکستری بود ،که هر کدام از آنها یک حرف درشت سیاه بعنوان علامت داشت : آ ، ب ، ث ، د ، ای ، اف.  پنج  چادر اول برای کسانی بود که به اردوگاه آورده شده بودند . مشاوران ( پرسنل - کارکنان ) در چادر " اف […]

گودالها ۴

پنجشنبه, خرداد ۱۱م, ۱۳۸۵

دنباله قسمت های قبل:
وقتی نگهبان دستبند های استنلی را باز کرد  و او را از اتوبوس به بیرون برد ، احساس می کرد که تا حدی گیج است . او بیش از هشت ساعت در اتوبوس بسر برده بود . در حالی که استنلی از پله های اتوبوس پایین می آمد ، راننده اتوبوس به […]

گودالها ۳

چهارشنبه, خرداد ۳م, ۱۳۸۵

       دنباله قسمت های قبل
                                        گودالها(3)                                            
به جز راننده و نگهبان، استنلی يلنتس تنها مسافر اتوبوس بود. نگهبان در کنار راننده نشست و صندليش را به طرف صورت استنلی برگرداند. يک تفنگ روی دامنش گذاشت استنلی در حالی که دستش به دسته صندليش دستبند زده شده بود، حدود 10 رديف عقب تر  تنها نشسته بود.
کيف کوله پشتيش را روی […]

گودال ها ۲

جمعه, اسفند ۵م, ۱۳۸۴

لطفا قبل از  خواندن اين قسمت، شماره 1 را بخوانيد
                                                         2
احتمالا خواننده می پرسد چرا شخصی به اردوگاه درياچه سبز می رود. به بيشتر ساکنان اردوگاه حق انتخاب داده نشده است . چون اردوگاه درياچه سبز اردوگاهی است برای پسران بزهکار. بعضی از مردم چنين فکر می کنند که اگر شما يک پسر بد را […]

گودالها

چهارشنبه, بهمن ۱۹م, ۱۳۸۴

گودالها داستان هیجان انگیزی که نویسنده آن را تا نامزدی جایزه ادبی نو بل پیش برد کتابی ویژه نوجوانان اثر نویسنده توانای آمریکایی لو ئیس ساکر (  Louis Sachar ) است که برای نوشتن آن قریب دو سال وقت صرف کرده است .
لوئیس ساکر در 20 مارس 1954 در میدو شرقی نیو یورک بدنیا آمد. […]

>