نامه های متقابل
سه شنبه, خرداد ۲۹م, ۱۳۸۶من باب مطایبه
نامه پسری به مادرش
مادر عزیزم سلام
چقدردلم برایت تنگ شده ، چقدر ماندن در پادگان سخت می گذرد. اینجا خیلی بزرگ و سرسبز است ، اما هنگام غروب آفتاب مرا بیاد شما می اندازد ، و بی اختیار گریه می کنم . باور نمی کردم اینقدر ضعیف باشم که نتوانم دوری شما را تحمل کنم […]